adsX
رئوفـــــــ اهل بیت - ای كه چون من هزارها داری



اشعار مذهبی اهل بیت

ای كه چون من هزارها داری

مدح


ای كه چون من هزارها داری

آسمانی پُر از دعا داری

دست هایم دخیلتان هستند

بسكه دستِ گره گشا داری

از گدا هم كریم می سازی

بسكه اعجاز كیمیا داری

من هوای تو را به سر دارم

تو هوای دلِ مرا داری

هرچه بیمار هم بیاید باز

تو برایِ همه دوا داری

دلشكسته كسی به من می گفت:

خوش به حالت امام رضا داری

درِ این خانه را زدم عشق است

كفتر جلدِ مشهدم عشق است

ما ندیدیم بام از این بهتر

هیچ جا احترام از این بهتر

آهوی دامِ آهویت هستم

نیست صیاد و دام از این بهتر

از تهِ دل سلام همسایه

ای سلام اَلْسلام از این بهتر

با جُزامی، غلام، همسفره

من ندیدم مرام از این بهتر

برتر از حاكمی، سلیمانیست

تو بگو كه كدام از این بهتر

نوكر خانه ی تو باشم من

كه نباشد مقام از این بهتر

غیر نوكر شدن چه می خواهم؟

جز كبوتر شدن چه می خواهم؟

باز دارم به سر هوای ضریح

دلمان تنگ شد برای ضریح

دوست دارم رها شوم از خود

در میان سر و صدای ضریح

دست هایِ پر از تمنایی

می خورد رویِ حلقه های ضریح

می شود خوبتر خدا را دید

در همان یا رضا رضای ضریح

واجب است به هر عاشق

سجده ی شكر پیش پای ضریح

حرم ثامن الحجج رفتم

میلیون مرتبه به حج رفتم

اشك با من سرود غم با تو

نوحه ی گریه دار و دَم با تو

گفتن شعرِ روضه ها با من

جلوه دادن به محتشم با تو

ناله از دل زدن بُوَد با من

كربلا كردن دلم با تو

گذری كن شبی به روضه ی ما

چشم با این گدا، قدم با تو

دست با من، به سر زدن با من

زدنِ خیمه و علم با تو

روضه خواندن برای تو با من

گریه های مُحَرمم با تو

روضه خواندی تو ای امام غریب

جَدِّ ما تشنه بود یَابنَ شبیب

جَدِّ ما را سوارها كشتند

بین گودال بارها كشتند

جَدِّ ما یك نفر ولی او را

لشگری از هزارها كشتند

نعل ها گرد و خاك می كردند

جَدِّ ما را غبارها كشتند

خواهرش را پس از بریدن سر

خنده ی نیزه دارها كشتند

وای از عصرِ روزِ دهم

وای از ضربه ی دوازدهم

---------------------------------------------------------------
جواد پرچمی



:: ارسال شده در: اشعار مدح امام رضا ع )
:: برچسب‌ها:
نويسنده : سید محمد طباطبایی
تاريخ : 25 آذر 1391